آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 30 اسفند ماه سال 1387

w.c در آثار رضا خاتمی یک بهلول‌زاده است 

چیزی که مهم است، این است که هیچ چیزی مهم نیست. بدون ترحم می‌توان متون w.c  را چرت و پرت خواند و بدون اغراق، نوتر از متون جدی غیرچرت و پرت! چرت‌و‌پرتیسم این روزها خیلی جدی‌تر از شعر جدی، جدی است، چون زندگی ما چرت‌وپرت شده و لاجرم از سر انکار برآمده‌ایم و نمی‌بینیم احتمالا جرقه‌های درخشان شعر را در آثار او...

w.c   با طنزی آشکار و روایتی نو به نقد همزمانی و درزمانی فرهنگی می‌پردازد که اوج مصرف‌گرایی است ، در واقع او را می‌توان به عنوان  یکی از پیشروترین شاعران 87 دانست که از خودش شعرهای درخوری را به یادگار گذاشته است. طنز به عنوان مهمترین خصیصه آثار او، نقشی برجسته را ایفا می‌کند و وی به دور از هرگونه ریسمان‌بازی زبانی، قصد آشفته کردن روایت‌‌های این وطنی را دارد. مهم نبودن هیچ چیز و از سر اجبار بودن همه چیز، شاید تئوری درونی آثار او باشد که هر چیزی را تحت شعاع قرار می دهد:

زبانم را در می اورم 

 و هی  زور می زنم

تا برسانمش به نوک بینی ام 

 و فکر می کنم 

 چقدر خوب است  

 که بعضی چیزها 

 هیچ ربطی به بعضی دیگر ندارد 

هرچند 

 اگر  هم   داشت   

این زبان نمی رسید  

 به  نوک بینی ام

سادگی زبانی در آثار او را شاید بعضی (کسانی که هنوز هچون شکل کلاسیک به زبان می‌نگرند) یک نقص فاحش قلمداد کنند، اما در واقع طنزکنایی تنها در دل روایتی سر بر می‌کند که راوی‌اش یک بهلول‌زاده باشد، نه نوادگان ملانصرالدین! زبان در آثار او همانی هست که هست. یعنی نمی‌توان از بهلول انتظار معجزه در زبان داشت، فقط می‌توان او را در حال تخریب زبان دید، برای ساخت زبان. ابله‌نمایی، مهم‌ترین خصیصه طنزکنایی در آثار نو است، و اگر ابله‌نما نباشی و ابله‌نمایی نکنی، مسلما ابلهی هستی که فکر می‌کنی زبان را می‌شناسی و می‌شوی جادوگر زبان... در شرایطی که کار شاعر بهلولی، جادوزدایی از زبان است. شفافیت زبانی، تا سرحد بی‌تکنیکی در ساخت‌های زبانی، شاید مهم‌ترین ترفند زبانی شعرهای w.c   باشد. آنگاه که واحد زبان را نه به مثابه کلمه و گزاره، بلکه به معنای اصیل متن در نظر می‌گیرد و این متن است که تبدیل به یک بازی زبانی پارودکسیکال در مواجه با خرده‌فرهنگ‌ها می‌شود:

نگاهی می اندازم 

 به ۲ گنجشکی         که جفت گیری می کنند  

 روی سیم برق بدون  جیک جیک 

 و بالاتر می کشم زیپ کاپشنم را 

 می روم پی کارم           سوت سوتک زنان 

 دختر عموئی داشتیم که ان هم شوهر کرد 

 ای داد بی داد

شاید این نمای پارودکسیکال را بتوان در شعر بالا به خوبی ملاحظه کرد، جایی که 2 گنچشک بدون جیک جیک مشغول جفت‌گیری هستند و راوی که دیگر قادر به جفت‌گیری با دخترعمویش نیست ، می گوید ای داد بی داد... شاید این دادی که بی داد است، همان پارادوکس اساسی متن باشد. زبان جادوگری نکرده است، اما ساختی قدرتمند را به نمایش گذاشته که ترکیبی از صدا و بی‌صدایی است. بی‌صدای جفت‌گیری و صدای بی‌صدای یک بدون جفت... صدای زیپ کاپشن و سوت زدن شاید مهم‌ترین صداهای عاطفی متن باشند که خلا سکوت را در روایت اثر پر می‌کنند. آری! w.c   در این شعر با بهره‌گیری از همان طنزکنایی، فرمی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد  که شاید از فرط سادگی بتواند آن را چرت و پرت بخواند، اما در واقع این روایتی است مبتنی بر عینیت که خیلی ذهنی‌گرایی در ژرف‌ساخت متن ذهنی‌تر می شود.

عینی‌گرایی یکی دیگر از پایه‌های اساسی ‌ w.c   است که شاید سنت شعر کلاسیک را به سخره می‌گیرد. آیا می‌توان عینی عینی شعر گفت؟ شاید این مهمترین سئوالی بود که ذهن جمعی دهه هشتاد را به خود معطوف کرد، مقوله‌ای که تا پیش از آن چندان به آن بها داده نشده بود، اما به راستی که w.c    یکی از موفق‌ترین شارحان عینیت‌گرایی در دهه هشتاد است. نو جویی و جسارتی که او را به سمت عینیت‌گرایی کشانده، شاید میراثی باشد که تنها در دل گنج نیما بتوان یافت. خیلی جسارت می‌خواهد که از دم‌دستی ترین عناصر برای شعر (این کار سخت) بهره بگیری و بگویی این شعر است:

می رسد  روزی که 

 زنم 

 غمگین   می گوید 

 یخچال بدون برفکمان          برفک زده  

 و من  

 که دستانش را  در دستم  گرفته ام 

 ارام 

 می گویم 

 مهم این است که ما همدیگر رادوست داریم 

 عزیزم             غصه نخور  

 هیچگاه تنهایت نمی گذارم 

 و بعد 

 می خندیم  

 و 

 زنگ می زنیم به  

 بخش خدمات پس از فروش 

 به این یخچالهای بدون برفک 

 زیاد نمی توان اعتماد کرد

به هر حال بحث بر روی آثار  w.c می تواند بسیار طولانی باشد، اما این نوشتار کوتاه تنها دعوتی بود برای دوباره خواند آثار وی ، و نه نقدی جامع و هرگز چنین رسالتی را بر دوش خود احساس نمی‌کند... امید است که با خوانش‌های تازه از این شاعر نادیده‌ام، راه بحثی نو درباره آثار وی گشوده شود. برای او آرزوی توفیق می‌کنم...